در حیاط مدرسه ای تعطیل
و در آستان پلکانی محبوس ،
پرچم سه رنگی دیدم که باد،
بی محابا به دنبال خود می کشاند .
پرچم سه رنگی که دلم غریبانه نگرانش بود ...
پرچمی که هنوز از زخم هایش خون می چکد اما
دل بی کینه اش چون برف سپید است
و الله مأوای آخرینش،
و باز ...
امید است که سبز سبز بروید بر بلندای این
" حادثه ی عمر زمین " ....
شاعر ناهید سعادتیان

ما را در سایت ایران من .. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91